چندباري خواستم در اين خانه محقر چيزي بنويسم. اين قدر به خود سانسوري پرداختم كه هرنوشته را چند بار نوشتم تا چيزي ننوشته باشم كه كسي را ناخوش آيد. آخرش هم ديدم هرچه بنويسم بالاخره به كسي مي خورد. پس بهتر كه "فعلا" سكوت كنم.
شرمنده دوستاني هستم كه به اين خانه اينترنتي من سر مي زنند. ان شاالله به زودي زود دوباره مي نويسم. اگر حرفي هست در چيزهايي است كه نوشته نمي شود نه در چيزي كه نوشته مي شود. حرف ها را اين روزها دوستان خبرنگار سوپر راست، خانم رجبي، آقاي احمدي نژاد و... مي زنند. ديگر جايي و كسي نمانده كه يخواهد از آنچه بر انتخابات گذشت بگويد. هرچه خبر است در همان نوشته ها ببينيد و بخوانيد.
وبلاگ هايي كه از كساني غير از محمود احمدي نژاد در انتخابات حمايت كرده اند هريك به نوعي سكوت اختيار كرده اند تا اين فضا بگذرد.
1- ميانه روي معشوقه گم شده ما ايرانيان است. چه بخواهيم و چه نخواهيم. گاه آنچنان آهسته و آرام مي رويم كه هدف را از دست مي دهيم و گاه آنچنان بي ترمز و تند مي رويم كه باز نتيجه دلخواه را بدست نمي آوريم.
سياست بازي ما هم همين ماجرا را دارد. گاه سالها را به سكوت مي گذرانيم و گاه آنقدر تند مي رويم كه ديگر هيچ چيز را ياراي متوقف كردنمان نيست. مثال خوبي داريم كه : رهرو آن نيست كه آهسته و گه تند رود؛ رهرو آنست كه پيوسته و آهسته رود...
2- چند روزنامه نگار در حوادث اين روزها بازداشت شده اند. ما روزنامه نگاران مرغ عروسي و عزائيم؛ هيچ وقت جواب اين سوال را نگرفتم كه صدام با آن همه هيبت و لشگرش نتوانست امنيت ملي ما را به خطر اندازد حال روزنامه نگار جماعت كه جز قلمي در دستش نيست چگونه مي تواند اين كار را انجام دهد؟
3- هيچ تحليلي از آنچه از جمعه تاحالا اتفاق افتاده است ندارم. اميد بود فرجي حاصل شود كه اينگونه نشد. سير حوادث تند تر از آن پيش مي رود كه بتوان برآن تحليلي داد. كمتر كسي را هم ديده ام كه تحليلي از ماجرا داشته باشد. يكي از دلايلي هم كه كمتر به اين خانه سر مي زنم همين است.
4- آرزو داشتم رسانه هايمان از آزادي بيشتري براي پوشش اخبار و وقايع داشته باشند تا چشم مردم به دست و دهان اجنبي نباشد. كاش مسئوولان مي ديدند در غياب رسانه اي تاثيرگذار در داخل كشور چگونه مردم به بيرون چشم دوخته اند.
خس و خاشاك خواندن مخالفاني كه خواسته اي جز روشن شدن تكليف ميليونها رايي كه به حمايت از ميرحسين به صندوق ها ريختند، ندارند را چه مي توان خواند جز همان كه گفتند ادب مرد به ز دولت اوست.
انسان به حكم خدا آزاد آفريده شده است. مي توان همه چيز او را گرفت و از او صدايي نشنيد اما نمي توان آزاديش را گرفت و بعد انتظار تمكين و سكوت دائمي او شد.
دهها هزار مردمي كه عصر دوشنبه بي دعوت و با همان سبك ارتباطي دهان به دهان به خيابان آزادي و ميدان انقلاب آمده بودند را مگر مي توان اراذل و اوباش خواند؟
سخنگوي شوراي نگهبان گفته است در پي جلسه فردا(سه شنبه) با ميرحسين و كروبي و رضايي هرچيزي امكان دارد از جمله ابطال يا حتي تكرار انتخابات.
آنچه از برخورد لباس شخصي ها با مردم مي بينيم را چه مي توان خواند؟ مردم كور كه نيستند. مي بينند و تشخيص مي دهند. گمانم بر اين است كه بهتر بود به بالاترين شركت مردم در انتخابات واكنش بهتري نشان داده مي شد.
حتي اگر نتيجه واقعي انتخابات هم همان باشد كه گفته اند(
ظا
هرا نيست)، باز نمي توان مخالفان را از حق مشروع خود در اعتراض ناديده گرفت و
آنان را مشتي خس و خاشاك و كف روي آب خواند.
مردم، مردمند. هماناني كه اماممان آنان را ولي نعمت مي خواند. حاميان دولت به لطف اينترنت و ماهواره( به رسانه ملي كه اميدي نيست) سبز پوشاني را ديدند كه از قضا خيلي هاشان از حاميان سرسخت دولت هم مسلمان تر و حزب االهي تر بودند. زنان و دختراني كه چادر بر سر سرنوشت راي شان را جويا مي شدند. اينان مردمند، خس و خاشاك كدام است.
احمدي نژاد در جمع حاميانش خود را "فرزند پيامبر" و "سيد" ناميده است. اگر اينجوري آدم سيد مي شود خوب مادربزرگ همسر بنده هم سيد بودند. طبيعتا ايشان به بنده محرمند. جده ايشان حضرت زهرا(س) هم با همين واسطه به بنده محرمند.
پس آيا من هم سيدم؟
انتخابات اين دوره رياست جمهوري هم با همه فراز و نشيب هايش تمام شد. هم اينك كه كمتر از يك ساعت از اعلام نتيجه انتخاباتي كه به باور خيلي ها حتي از دوم خرداد هم پرشورتر بود مي گذرد، نمي توان تحليل عميق و درستي از آنچه رخ داد داشت.
خبرهاي خوبي از شمارش آرا به گوش نمي رسد. اصلا مشخص نيست چه مي گذرد. ظهر ساعت 2 قرار بود كنفرانس مطبوعاتي ميرحسين در روزنامه اطلاعات باشد كه برگزار نشد. با يكي ديگر از بچه ها رفتيم. نيروي انتظامي اجازه ورود به ساختمان روزنامه اطلاعات را نمي داد. كلي صبر كرديم؛ فايده نداشت. يك عده از مردم هم تو خيابان نفت تجمع كرده بودند. اما فضاي كلي ساكت بود.
حوالي ساعت 5 به بعد بودم كه آرام آرام خبرهاي درگيري ها و زد و خوردهاي تهران منتشر شد. فيلم هايش را هم حتما در يوتيوب و فيس بوك ديده ايد.
شامگاه پايان انتخابات هم با فرشته خانم تا حدود 3 بامداد در خيابان بوديم. سري به ستاد ميرحسين و سري هم به وزارت كشور زديم. عجيب بود كه هنوز چيزي اعلام نشده حاميان دولت اينگونه به شادي مي پرداختند. گويا نتيجه از پيش برايشان معلوم بود.
انتخابات 88 هم با همه فراز و نشيب هايش تمام شد. تركش هايش اما ممكن است سالها در تن خيلي ها بماند.
هوشمندي ميرحسين موسوي در مناظره با كروبي سبب شد تا دروغهاي شاخدار محمود احمدي نژاد بيش از پيش براي مردم ايران روشن شود. نمي دانم چرا هرچه بيشتر از مناظره احمدي نژاد و ميرحسين مي گذرد بيش از گذشته بر يقين و اعتقادم به ميرحسين افزوده مي شود.
اخلاقمداري، ادب، شعور و صداقت همه در يكسو و بي ادبي، وقاحت، دروغگويي و بي اصالتي همه در سوي ديگر بودند.
احمدي نژاد حتي آمارهاي بانك مركزي خودش را هم زير سوال برد. افشاگري ميرحسين و استناد وي به آمارهاي بانك مركزي گوياي ميزان دروغگويي هاي رئيس دولت نهم است.
در ميان مردم كه مي رويم ترديدهاي جدي به سلامت انتخابات دارند. خيلي ناراحت كننده است اين آمار. در تاكسي ها حرف از اين است كه نظام خواسته تا احمدي نژاد بماند. اين را البته من قبول ندارم. معتقدم اين مائيم كه سرنوشت خودمان را تعيين مي كنيم. شايد 4 سال پيش بر سر هيچ كانديدايي اين ميزان توافق نبود كه اينك بر سر ميرحسين هست. راي احمدي نژاد هم به واسطه جريان سازي هاي وي و حاميان رسانه اي اش بر سر هاشمي بود.
روساي دولت هاي پيشين هرچه بودند و هرچه كردند در جلوي چشم مردم دروغ به اين روشني نمي گفتند. كجا سراغ داريد؟
آرزو داشتم احمدي نژاد يك كلمه از خود، بدون اتهام زدن به كساني كه هر كه هستند اما قدرت دفاع از خود را ندارند، دفاع مي كرد.
اكنون فارغ از نتيجه اي كه بدست مي آيد مهم اين است كه مشخص شده است چندين ميليون ايراني رئيس جمهور دروغگو نمي خواهند.
امپراطوري دروغ ان شالله جمعه با راي مردم شكست خواهد خورد.
احساس مي كنم همانگونه كه انكار بيجاي هولوكاست توسط احمدي نژاد اسباب مظلوم نمايي صهيونيست ها را فراهم آورده بود و هزينه هايي كه براي نظام به بارآورد، سياه نمايي و دروغ هاي وي درباره ساير مقامات نظام كه از قضا اكثر آنان هم منصوب رهبري نظام هستند هزينه هاي سنگيني را براي نظام به بار آورده است.
برنده حمله امپراطوري دروغ به افرادي همچون هاشمي و خاتمي را بايد ضدانقلابي دانست كه 30 سال بود، حرف هاي امپراطور دروغ را به اشكال مختلف مطرح كرده بودند. جديد ترين استفاده ضدانقلاب از اتهاماتي كه امپراطور دروغ به مسئوولين نظام وارد آورده است را در زير بخوانيد:
تحليل گر راديوهاي خارجي پس از پايان مناظره كروبي و احمدي نژاد:
ما 30 سال است كه مي گوئيم مسئوولين جمهوري اسلامي دزدند؛ اين مناظره ها و افشاگري هاي كانديداها عليه يكديگر مي كنند هم همين را نشان داد.
وي در ادامه گفت: الان دعوا بر سر اين نيست كه چه كسي خورده يا كه نخورده؛ دعوا بر سر اين است كه چه كسي بيشتر خورده....
امام خميني (ره): آقاي مهندس موسوي ، آناني كه درمقابل شما ايستاده اند ،توانايي اداره يك نانوايي را هم ندارند .صحيفه نور جلد 1ص 199