بعضي دوستان خرده مي گيرند كه تو چرا از لبنان نمياي بيرون؟ بايد عرض كنم هرچي باشه جنگه بابا جون .توپ و تانك و جنگنده يعني جنگ و در اين جنگ چه بخواهيم و چه نخواهيم ايران يك پاي داستالن است.بگذريم...
جنگ اسراييل و لبنان همانطوري كه قبلا عرض كرده بودم به روزهاي آخرين خود نزديك مي شود.اسراييل امروز كوشيد تمام وسايل ارتباطي لبنان بخصوص بخش جنوبي آن با دنياي خارج را قطع كند.ايستگاههاي تلويزيوني- ماهواره- آنتن هاي تلفن همراه و قطع خطوط اينترنت از كارهايي بودند كه اسراييل امروز انجام داد. جنگ زميني هم كه در حال تن به تن شدن است. حزب الله هم تلاش دارد حملات اسراييل را بي پاسخ نگذارد اگر چه به يقين مثل اسراييل توان حمله ندارد.در تل آويو هم حالت فوق العاده اعلام شده است.رايس هم فردا به منطقه مي آيد. يكي از روزنامه هاي اسراييلي نيز از نامه حمايتي يكي از سران عرب به اولمرت و درخواست براي قلع و قمع كردن حزب الله خبر داده است.
اولمرت خیلی دوست داشت عکس جنازه سید حسن نصرالله را میدید اما کماکان دراین آرزوست و به جای آن رئیس اداره اطلاعات ارتش را به خاطر بی عرضگی در ترور و یافتن محل اختفای نصرالله ملامت میکند.چه میتوان کرد؟ جنگ چریکی وچریک بودن لوازمی دارد که در کنار یکدیگر" هنرچریک بودن"نامیده می شود و امروز حزب الله لبنان این هنر را به تمام و کمال داراست.خوب میجنگد و خوب دفاع میکند.حزب الله چنان درمیدان جنگ هنرنمایی میکند و سبک جنگیدنش به رقصی زیبا شبیه است. رقصی که انسان از دیدن آن سیر نمیشود.
ناصر عزیز که از دوستان خوب و نیکان روزگار است ازمن پرسیده بود اگرجای حسن نصرالله بودم چه میکردم؟ خیلی دراین مورد فکرکردم. اگر ایرانم هدف حمله واقع شود اگر هموطنانم کشته شوند اگر...نه! نه! لحظه ای تردید نمیکنم.یقین دارم همان کاری را میکنم که نصرالله الان میکند.امروز سیدنصرالله نماد مبارزه با اسراییل است.ما هرچقدر هم روشنفکر باشیم فکر نکنم حاضر باشیم از اسراییل دفاع کنیم( بگذریم از بعضی ها که روشنفکری را همیشه شنا در جهت خلاف جریان آب میدانند).آنچه مسلم میدانم اگر حزب الله به هردلیلی شکست بخورد-خواه آن دلیل خنجر سینیوره یا دولتهای عربی از پشت باشد و یا خواه قدرت اسراییل و یا...- یقین بدانید لبنان بدون اجازه اولمرت آب هم نمیتواند بخوردو اعراب وحتی مسلمانان دیگر برای همیشه نمی توانند سربلند کنند.جنگ چند روزه همانند سریالی اکشن بود که اکنون به قسمتهای آخرین خودش نزدیک میشود.راستی شما جای سید حسن نصرالله بودید چه میکردید؟
بعضی دوستان مدام از من در مورد تلفات نیروهای نظامی حزب الله لبنان پس از گذشت یک هفته از آغاز جنگ می پرسند.باید عرض کنم از آنچه نیروی نظامی حزب الله خوانده می شود تاکنون فقط 3 نفر کشته شده اند. سیستم امنیتی حزب الله برخلاف آنچه غالبا پنداشته می شود بسیار پیچیده است و ازلایه های گوناگونی تشکیل شده است. ایجاد مربع امنیتی حزب الله در جنوب بیروت در همین راستا است.این لایه ها که تجربه سالیان دراز جنگ لبنان-اسرائیل است بصورتی است که در عمل امکان ترور سران حزب الله و سید حسن نصرالله به صفر رسیده است. در این باره بازهم چیزهایی هست که به وقتش می نویسم.جالب است بدانید آخرین ناوی که قبل از ناو پیشرفته ساعر 5 توسط اعراب زده شده بود به سال 1966 برمی گردد که کماندوهای مصری درحمله به یک ناو اسرائیلی تنها توانسته بودند ضربات کوچکی به آن وارد کنند و تاچند رئز پیش افسانه قویترین ارتش دنیا که اسرائیل مدعی آن بود دست نخورده باقی مانده بود. اسرائیل با فرارسیدن تابستان خود را آماده یک فصل توریستی زیبا و پذیرایی از دلارهای توریستها در سواحل زیبای حیفا کرده بود اما اکنون این نه توریستها که موشکهای رعد2 و رعد3 حزب الله هستند که به وفور به حیفا و دیگر شهرهای اسرائیل وارد می شوند.
برخي نقاط دنيا هستند كه اگر جنگي در آنها رخ دهد وقايع غير قابل پيش بيني مي شوند و هرلحظه بايد منتظر تغيير معادلات به سود يكي از طرفين باشيم. لبنان از اين مناطق است. اخبار لبنان را كه حتما به لطف اطلاع رساني تلويزيون ايران پيگيري ميكنيد.در اخبار امروز به نقل از نيروهاي لبناني اعلام شد يك فروند جنگنده فوق پيشرفته اف-16 اسرائيل توسط آنها سرنگون شده است. اما اصل واقعه چه بوده؟ بله. درسته. لبنان يك چيز اسرائيلي ها را در هوا زده اما آن چيز نه يك اف-16 كه تنها يك بالن ارتش اسرائيل بوده است. خبرگزاري هاي داخلي چنان دروغ سقوط اف-16 را به خورد مردم داده اند كه خودشان هم باورشان شده است. در ضمن به دليل حملات حزب الله به شهركهاي شمالي اسرائيل آنها ميخواهند يك منطقه امنيتي دائمي براي خود در جنوب لبنان ايجاد كنند كه البته اين به معناي اشغال دائمي بخشي از جنوب لبنان يا حداقل قطع يد حزب الله از اين مناطق است.
ياد موضوعي افتادم. اگر يك روزگاري بعضي از مراجع عظام بيخود و بيجهت فرمان جهاد با كفار را در ايران صادر نمي كردند شايد الان همچنان بسياري از مناطق روسيه و كشورهايي چون آذربايجان- تركمنستان و...مال ايران بود.لبنان هم بخشي از خاك كشورش را به بلند پروازيهاي سید حسن نصرالله خواهد بخشيد.
اسرائیل و حزب الله لبنان وارد جنگی تمام عیار شده اند. از اسرائیل انتظاری جزاین نیست که از پیشرفته ترین سلاح ها استفاده کند اما از حزب الله کسی چنین انتظاری ندارد.اما عملیات جمعه شب حزب الله خیلی ها را مات کرد. یکی از پیشزفته ترین ناوهای دنیا که مجهز به انواع رادارها بود و اصولا زدن آن امکان نداشت مورد هدف نیروهای حزب الله قرار گرفت. کارشناسان نظامی دنیا همه مات و مبهوتند که حزب الله چگونه توانست چنین کاری را صورت دهد.اما آنچه در مورد ناو باید بدانید:
ناو مورد حمله قرار گرفته توسط حزب الله در سواحل بيروت از SAAR ۵ است. اين ناو 160 متر طول و 22 متر عرض دارد، 16 موشك سطح به سطح هارپون حمل ميكند و به سيستم جنگ الكترونيك و سيستم سونار رادار سطحي و هوايي مجهز است. اين ناو از كلاس ناوهاي بسيار پيشرفته است كه در «تئوري» هيچ موشكي نميتواند به آن اصابت كند چرا كه سيستمي دارد به نام «دفاع نرم» كه مشابه سيستم ايجز در ناوهاي آمريكايي است كه سدي را در مقابل موشكهايي كه به سمت ناو ميآيند ايجاد ميكند.
ظاهر امر دو موشك با سيستم ناشناخته از فراز دو ساختمان در بيروت اين ناو را هدف قرار دادهاند.
تمامي تحليلگران سياسي و نظامي جهاني بر اين باورند كه براي هدف قرار دادن يك جسم شناور در فاصلهء 9 مايل دريايي حداقل به سه يا چهار شليك آزمايشي نياز است.
اما معلوم نيست چه موشكي توسط حزبالله به كار رفته كه با اولين شليك هدف را نابود كرده است.
همچنين آشكار نيست كه در اين حمله از چه سيستم الكترونيكي و ضدرادار و ضد الكترونيك استفاده شده است.
اين ناو از قابليتهاي تهاجمي و در عين حال دفاع فوقالعادهاي برخوردار است. ناو سائر پنج مجهز به توپ 20 ميليمتري فالانكس است كه قادر به شليك 3 هزار گلوله در دقيقه است. رادارهاي اين ناو روي باندهاي E/F قابل تنظيم هستند.
ناو سائر ساخت كشور آمريكا است و قادر به حمل هليكوپترهاي مدل دلفين است.
حالا از همه اینها که بگذریم اسرائیلی ها می گویند موشک شلیک شده ایرانی بوده...
حزب الله لبنان هم با اسیر کردن دو سرباز اسرائیلی عملا جبهه جدیدی را مقابل اسرائیل گشود. قشنگترین تعبیر در این باره را اولمرت می گوید:" آنها میخواهند ما را از پادربیاورند اما نمی توانند.امروز اسرائیل روزهای سختی را می گذراند".
اینکه حزب الله لبنان بیخود و بی جهت خودش را درگیر جنگ با اسرائیل کرد به نظرم چند دلیل دارد:
1-تاثیر ایران و سیاستهای اتخاذی از سوی ایران در قبال اسرائیل را نمی توان در این امر نادیده گرفت.
2-افزایش فساد و بیکاری و دیگر عوامل در جنوب لبنان که حسن نصرالله در آنجا خدایی می کند و ناتوانی حزب الله در تامین خواسته های طبیعی مردم این منطقه.
3-حزب الله چند سالی بود که بطور جدی خودش را دوباره مطرح نکرده بود و از سویی یادمان نرود گروههای مقاومتی مثل حزب الله لبنان و حماس و حتی القاعده و...تنها در شرایط جنگی است که قدرت مانور دارند و در صورت آتش بس یا صلح کاربری خود را تا حد زیادی ازدست می دهند.
4-یقین بدانید اسیرکردن سربازان اسرائیلی روحیه مضاعفی به فلسطینی ها برای مبارزه خواهد داد. حزب الله اگرچه هزینه بسیار سنگینی را خواهد پرداخت اما اسرائیل را با اینکار خوار کرد. ممکن است خیلی ها با این تحلیل موافق نباشند اما وقتی فلسطینی ها یک سرباز اسرائیل را ربودند رئیس شاباک از آن به عنوان شاهکار امنیتی یاد کرد. حزب الله لبنان به باور بسیاری از کارشناسان بیطرف دنیا گربه سیاه اسرائیل است. امروز این گربه بار دیگر چنگ در صورت اسرائیل کشیده است.
خبر فوت سيد ذاكر را كه شنيدم شوكه شدم. حتما نميشناسيدش.خيلي جوان بود. مداح معروفي كه هر مجلسش سر و صدايي به پا مي كرد.سيد ذاكر بيش از اينكه به خاطر صدايش معروف شده باشد به خاطر دلخوري برخي مراجع نسبت به او معروف شد. مي گويند درست نيست انسان بگويد من سگ كسي هستم اما ذاكر بيمحابا فرياد ميزد:"سگ حسينم".سيد ذاكر البته مريدان بسياري را نيز دور خود جمع كرده بود و مراسم ظهر عاشوراي وي را قريب به ده هزار نفر شركت مي كردند. سيماي معنوي وي نيز بر جذابيت هايش افزوده بود. خاطرم هست مراجع مثل آقاي مكارم حساسيت زيادي را نسبت به وي نشان داده بودند تا جايي كه برخي رفتن به مجالس وي را حرام شرعي هم عنوان كردند. جالب اينجاست كه حكم مراجع ذره اي از هواداران اين مداح بزرگ نكاست كه هيچ بلكه صدها هم افزود و البته با توجه به اينكه اكثر كساني كه پاي منبر ذاكر مي نشستند ديندار بودند جاي بسي تعجب داشت. يكي از كساني كه بعدها سبب شد پروژه حمله به مداحان شكل بگيرد همين سيد ذاكر جوان بود. مداح هاي فراواني آمدند و رفتند. از علي مرحوم چمني و ذبيح ترابي گرفته تا منصور ارضي و سيب سرخي و... اما به جرات مي توان گفت كمتر مداحاني بوده اند كه چون ذاكر نويدبخش "نوع ديگري" از روضه خواندن باشند.
به اعتقاد يك روزنامهنگار و وبلاگنويس، روزنامهنگاران ميکوشند خلاهايي که در اطلاع رساني به سبک روزنامهيي احساس ميکنند را در وبلاگها جبران کنند که البته با وجود اين پديده اين خلا تا حد زيادي پر شده است.
احسان تقدسي ، بلاگر "دل نوشته هاي يك روزنامه نگار"، در گفتوگو با خبرنگار سرويس نگاهي به وبلاگهاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، افزود:« شايد روزنامه نگاران اينطور تصور ميکنند که خلائي در امر اطلاعرساني آزاد وجود دارد و به همين دليل است که ميبينيم بسياري از روزنامهنگاران که لزوما همگي هم جوان نيستند به پديده وبلاگ نويسي رو آوردهاند.»
وي در خصوص تفاوت وبلاگهاي روزنامهنگاران با ساير وبلاگها، گفت: «اين تفاوت شايد تنها در نوع نگاه به مسايل و قدرت ارايهي تحليلهاي قويتر از سوي روزنامهنگاران وبلاگنويس باشد. کمتر روزنامهنگاري وجود دارد که در وبلاگش مسايل شخصي خود رابنويسد، درحالي که در وبلاگ غير روزنامهنگاران اين امر به وفور مشاهده ميشود.روزنامهنگاران بيشتر دغدغهي همان چيزهايي را دارند که در روزنامه و يا خبرگزاري قدرت و توان پرداختن به آنها را ندارند.»
تقدسي گفت: « بيشتر طيفهاي جوان روزنامهنگار وکساني که مايل به رابطه مستقيم با مخاطبان خود هستند به وبلاگنويسي رو آوردهاند. البته در ميان روزنامهنگاران قديمي هم عدهاي به اين امر علاقه نشان دادهاند. امروز روزنامهنگاران با پيچيدهتر شدن فرآيند اطلاع رساني رويکرد بيشتري به وبلاگنويسي پيدا كردهاند.»
وي به تفاوت مخاطبان وبلاگهاي روزنامهنگاران با مخاطبان روزنامهها اشاره كرد و افزود: « مخاطبان وبلاگهاي روزنامهنگاران به محيط مجازي وارد نميشوند که روزنامه بخوانند يا اسير قالب خشک و بي روح خبرنويسي شوند. خوانندگان وبلاگ ميآيند که در کوتاهترين زمان ممکن بيشترين حجم اطلاعات را به دست آورند.»
اين روزنامهنگار افزود: «مخاطبان روزنامهها کساني هستند که به هردليل اخبار رسمي کشور براي موضوع مورد نياز آنها کفايت ميکند، اما مخاطبان وبلاگها مي آيند که اخبار غير رسمي را نيز دنبال کنند. امروز وبلاگها در حال تبديل شدن به يکي از منابع خبري بخش گستردهاي از جامعه هستند.»
وي در پايان گفت: « عرصهي وبلاگ به قدري گسترده است که وبلاگهاي روزنامهنگاران، حداقل در کوتاه مدت، چندان تاثيري در جهت دهي به فرهنگ وبلاگنويسي ندارد. بسياري از وبلاگهاي پربينندهي ما روزنامهنگار هم نيستند. اگرچه در هر حال وبلاگهاي روزنامهنگاران با هر ميزان مخاطبي که براي خود دارند، از تاثير گذاري (البته در حد خود) برخوردارند.»
پنج شنبه مصاحبه ای را با دکتر ابواسامه نماینده حماس در تهران انجام دادم. از خیلی چیزها حرف زدیم. از کمک های بلوکه شده به حماس. از بدخلقی های ابومازن.از درگیریهای فتح و حماس و از سرباز اسرائیلی دربند حماس. این روزها فلسطین اصلا روزگار خوبی ندارد و اسرائیل بیمحابا هرچه میخواهد میکند. نماینده حماس درتهران از دولتهای عربی که در این اوضاع برضرورت رابطه با اسرائیل تاکید می کنند گله میکرد. به نظرم مصاحبه خوبی شد. هروقت چاپ شد لینکشو براتون میگذارم.
راستی تا یادم نرفته دیدم بعضی ها خیلی اصرار دارند که خبر پدر رئیس جمهور را به اسم بعضی های دیگه تمام کنند و البته دلیل اصرارو اینطور بال بال زدنشان هم برای من مفهوم نیست! عیب نداره ولی اگر ذره ای وبلاگ خوان باشند می بینند اولین بار چه کسی این خبررا در وبلاگش گذاشت.در این باره می توانید اینجا را ملاحظه فرمائید.
خدا رحمت کنه علی اکبر دهخدا را. به نظرم کنایه نویس ترین ها بود. بگذریم. اصلا به من چه. به من چه که مادر فلان مسئوول کشورمان پس از مرگ شوهر اول باز هم شوهر میکنه و حالا شوهر دومش هم مرده. صد البته که گناهی نکرده اما برای اون آقا اصلا خوب نیست بگه بابای من فلان سال مرده و حالا مثلا بعد از 15-16 سال دوباره باباش به رحمت خدابره.به من چه که یک آدم معمولی یک دفعه پس از مرگش میشه نوکر اهل بیت.میشه شاعر اهل بیت. میشه فدایی اسلام و مسلمین و از این حرفها... مثل همیشه باز هم حرفمو زدم و اگر وبلاگ خوان باشید منظورمنو میفهمید.
محمد از یکی نوشته که... بابا اصلا به من چه؟
همیشه که نباید رسمی نوشت. دوست دارم بعضی وقتها هم غیر رسمی و خودمانی بنویسم.
خیلی وقتها به حال دیوونه ها غبطه می خورم. چرا ما فکر می کنیم بده آدم دیوونه باشه؟ حتما تا حالا دیوونه دیدید. میخنده و راه میره. حتی اگه دعواش هم بکنی باز میخنده.میدونید چرا؟ چون دوویونست. مگه میشه آدم همیشه بخنده و هیچی نگه؟ من همیشه سعی کردم بخندم حتی وقتی هم ناراحتم و غمگینم. دلیلی نمی بینم وقتی ناراحتم بقیه راهم داغون کنم. چه خوب میشه اگه همه ما بعضی وقتها دیوونه باشیم چراکه دیوونه غم نداره.
با پيروزي «مانوئل لوپزاوبرادو» نامزد چپگرايان در مكزيك به جرا\ت ميتوان ادعا كرد كه اكثر چهرههاي ضدآمريكايي و كساني كه سياستهاي ايالات متحده را صراحتائ مورد انتقاد قرار دادهاند، مورد اقبال مردم آمريكاي لاتين قرار گرفتهاند و شعارهاي پوپوليستي، خواهان فراواني در آمريكاي لاتين دارد و جز انتخابات پروكهيك راستگرا در آن به قدرت رسيد در ساير انتخابات چند سال اخير چهرههاي چپگرا، ضدآمريكايي و پوپوليستي به قدرت رسيدهاند.
آنگونه كه خبرگزاري فرانسه گزارش داد، رييس ستاد مانوئل لوپزاوبرادو، نامزد چپگرايان مكزيك در انتخابات اخير رياست جمهوري اين كشور پس از شمارش آراي انتخاباتي اعلام كرد كه «لوپز» نامزد چپگراها از بقيه نامزدها پيش افتاده است.
«لوپزاوبرادو»اولين چپگراي آمريكاي لاتين نيست كه بر اريكهء قدرت مينشيند.
با پيروزي «لوپزاوبرادو» آمريكا با چالش ديگري در آمريكاي لاتين اما اين بار چسبيده به مرزهايش و در كشور همسايه خود يعني مكزيك رودررو ميشود.
پيش از مكزيك در شيلي، ونزوئلا، بوليوي و كوبا نيز چپگرايان مخالف سياستهاي آمريكا پيروز شدهاند. آمريكاي لاتين زماني حياط خلوت واشنگتن محسوب ميشد ولي امروز زنگ خطر براي ايالات متحده در آن منطقه به صدا درآمده است.
ونزوئلا به رهبري هوگوچاوز اصليترين دشمن ايالات متحده در آمريكاي جنوبي است.
آمريكا همواره چاوز را به حمايت از تروريسم متهم كرده و در سوي ديگر چاوز نيز همواره از تلاشهاي ايالات متحده در سرنگوني خود انتقاد كرده است. ميزان خصومت آمريكا و ونزوئلا تا آنجا پيش رفته است كه آمريكا از فروش قطعات يدكي هواپيماهاي 16F- كه روزگاري خود آنها را در اختيار ونزوئلا قرار داده بود خودداري ميكند و در عوض دولت چاوز ترجيح داد به جاي جنگندههاي پيشرفتهء آمريكايي از سوخوهاي روسي استفاده كند كه به گفتهء چاوز صدها برابر بهتر از اف166 هاي آمريكاست. چاوز علاوه بر روسيه به كوبا و كاسترو نيز نزديك شده كه خشم بيشتر آمريكا را در پي داشته است.
25 ديماه سال گذشته نيز انتخابات رياست جمهوري شيلي برگزار شد و خانم «ميشل باشلت، رهبر حزب سوسياليست شيلي با 5/53 درصد آرا به پيروزي رسيد.
باشلت هم يك چپگراست. ازنگاه تودههاي كارگر شيلي، جناح راست شيلي همواره يادآور و مرتبط با دوران ترس و وحشتي است كه طي 17 سال حكومت ديكتاتوري و نظامي بر سر مردم، سايه سنگيني را افكنده بود. در مناطق فقيرنشين و كارگرنشين از جمله مراكز استخراج مواد معدني، «باشلت» طرفداران بيشتري داشت در حالي كه حاميان رقيب «باشلت» متعلق به مناطق اعياننشين شيلي بودند.در بوليوي نيز مورالس يكي از حاميان سياستهاي ضدآمريكايي است. محبوبيت وي از زمان آغاز رياستجمهوري تاكنون كاهش نيافته است. چند روز پيش انتخابات شوراي بازنگري قانون اساسي در بوليوي برگزار شد و حزب مورالس با 51 درصد آرا به پيروزي رسيد.
مورالس در بوليوي ميكوشد به اكثريت بوميان سرخپوست قدرت بيشتري عطا كند و از سوي ديگر بر كنترل دولت بر اقتصاد نيز بيفزايد. او ميكوشد با اصلاح قانون اساسي بر توقيف زمينهاي غيرحاصلخيز كه صاحبانشان غايب هستند سرعت بيشتري ببخشد و نفت را نيز چند ماه قبل ملي اعلام كرده است.
در برزيل نيز داسيلوا رييسجمهور منتخب تودههاي فقير است. اگر اوضاع چنين پيش رود حياط خلوت آمريكا در آمريكاي لاتين كه از سال 1823 به بعد و با اعلام دكترين مونروئه منطقهء نفوذ انحصاري آمريكا ناميده شده جنبشي نو شروع شده كه ويژگي اصلي آن رجوع مردم به سياستمداران و دولتمردان ضدآمريكايي است.
نشست مطبوعاتی وزیر اطلاعات بی محتواتر از آنی بود که تصورش را می کردم. اژه ای یکطرفه هرچه خواست گفت و رفت و البته جو سیاسی جامعه راهم تا چند روز اسیر تحلیل های خودش کرد.
به نظرم وزارت اطلاعات خود را آماده برخورد با منتقدان دولت نهم می کند.از سخنان اژه ای که این بوبه مشام میرسد:" به همهافرادي كه در زمينه ناکارامد نشان دادن دولت فعاليت ميكردند، تذكر داديم و به همه عواملي هم كه احساس ميكرديم ممكن است ناخواسته يا خواسته در جهت ناكارآمدي دولت فعاليت داشته باشند، تذكر داديم".
شاید مهمترین بخش سخنان وزیر اطلاعات برای خیلی ها حرفهایی بود که اژه ای درمورد رامین جهانبگلو زد:" رامين جهانبگلو يكي از افرادي است كه در راستاي تلاشهاي آمريكا براي وقوع انقلاب مخملي و نرم در ايران، دستگير شد".
من هرچه فکرم رامتمرکز کردم که بتوانم جهانبگلو را در نقش یک برانداز تصور کنم نتوانستم. چه کنم که با کمال خجالت و فقط برای اینکه منظورم را برسانم ازاین ادبیات استفاده می کنم که:"بابا این بنده اینکاره نیست اصلا و به گروه خونی اش هم نمیخوره" بالاخره برای براندازی ولو ازنوع نرمش باید آدم یه چیزی داشته باشه یا نه؟" اما با اینحال اژه ای تاکید می کند:" آمريكا در اين مقطع راهكاري را نه تنها در ايران بلكه در مورد بسياري از كشورهاي جهان براي وقوع انقلاب مخملي و نرم دنبال ميكرد كه جهانبگلو نيز دراين راستا تعريف ميشود. جهانبگلو بر اين اساس ماموريت يافته بود و با حجم فعاليتها و امكاناتي كه در اختيار وي قرار گرفته بود، دستگاه اطلاعاتي نسبت به وي مظنون شد و او را دستگير كرد و در حال حاضر نيز مشغول تكميل تحقيقات دربارهي او هستيم كه با تكميل آن ميتوان در اين زمينه كه ميشود چه ميزان اطلاعاتي را منتقل كرد، تصميم گرفت."
دراین چند ساله عرف سیستم اطلاعاتی ایران( البته با کمال نسرت وزارت اطلاعات دوران خاتمی راجدا کرده ام) این بوده که هرکس را میگرفتند به همه چیز اعتراف میکرده از جاسوسی و پول گرفتن از آمریکائیها و موساد بگیر تا ارتباط با زن شوهردار و... اما بعد چند وقت که آزاد میشد( البته مسلما با پوچ درآمدن همه اعترافات زورکی) مشخص میگردید که همه اینها تحت فشار بوده. جاسوسی و انقلاب نرم و سخت که سهل است اگر فردا شنیدید جهانبگلو به چیزهای گنده تری هم اعتراف کرده تعجب نکنید.
اژه ای البته موسوی خوئینی راهم به افتادن در تور دشمن متهم کرد.
اژه ای البته نقش ویژه وزارت اطلاعات را در بستن روزنامه ایران بازگو کرد:" دربارهموضوع روزنامه ايران نيز وزارت اطلاعات به هيچ وجه منفعل نبود، بلكه از نهادهاي فعال در اين زمينه بود!!! كه در راستاي تلاشهاي اين وزارتخانه و ساير دستگاههاي ذيربط، برنامهاي كه دشمن(مانی بیچاره هم عامل دشمن شد) چيده بود، خنثي شد".
اصلاح طلبان بارها نسبت به فعالیت سازمان های اطلاعاتی موازی هشدار داده بودند و الته جرات نام بردن از آنها را کسی نداشت تا اینکه اژه ای گفت:" با توجه به ارتباطي كه بين دستگاههاي مختلف از جمله سپاه، بسيج و دستگاههاي قضايي و انتظامي نظام وجود دارد، بحث نهادهاي موازي اطلاعاتي منتفي است".
پرتغال بازی فوق العاده ای مقابل انگلیس کرد.بازیهایی که پرتغال و مکزیک پس از بازی با ایران انجام دادند نشان از یک چیز داشت و آن اینکه ما خیلی هم کوچک نبودیم بلکه آنها زیادی بزرگ بودند.مکزیک تا آستانه بردن آرژانتین پیش رفت و پرتغال هم که دیدید چگونه طومار انگلیس پرمدعا را در هم پیچید. اگر هفته پیش میپرسیدید مثل همه من هم تمام تقصیرها را به گردن برانکو و علی دایی و دادکان و...مینداختم اما الان دیگه مطمئن نیستم خیلی هم تقصیر آنها باشه .جدی تقصیر کی بود؟
به قول فردوسی پور چه میکنه این مرکل!!!!!
تشکیل شورای عالی روابط خارجی را خیلی ها به فال نیک گرفتند و خیلی هم در مورد آن تبلیغ شد و حرف های زیادی زده شد. بعضی ها اکثریت اعضای این شورا را دارای تمایلات اصلاح طلبی خواندند و.. .اما من اصلا اعتبار چندانی برای این شورا قائل نیستم و آن را بیشتر فرمالیته می دانم تا واقعیت. می گویند تشکیل این شورا باعث عقلانیت بیشتر در سیاست خارجی ایران خواهد شد. اما به نظر من تشکیل این شورا قطعا سبب آشفتگی بیشتر سیاست خارجی ایران خواهد شد.به این نکته توجه کنید: وزارت خارجه کارشناسان خود را دارد. شورای عالی امنیت ملی و مجمع تشخیص و مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری و وزارت اطلاعات (که به گفته علی فلاحیان همه کاره سیاست خارجی ایران است و وزارت خارجه اجرا کننده ای بیش نیست)هم همینطور. البته نقش برخی نهادهای نظامی در سیاست خارجی ایران را نیز نباید از یاد برد.یقین دارم ایجاد هماهنگی میان این همه مدعی که هریک خود را خدا می دانند محال است.از سوی دیگر تشکیل این شورا در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد نشان از ناتوانی وی در سیاست خارجی است. همچنین ازسوی دیگر تشکیل این شورا نشان از ناتوانی علی لاریجانی در شورای عالی امنیت ملی دارد. ما دیده ایم که مثلا آمریکائیها هم شورای روابط خارجی دارند اما توجهی نکردیم که شورای روابط خارجی آمریکا دولتی نیست و نهایتا در سطح مشاور و پیشنهاد دهنده است.به نظرم با تشکیل این شورا فقط بر حجم و پراکندگی و بی برنامگی سیاست خارجی ایران افزوده می شود.
بعضی چیزها همچنان برایم نامفهوم است. چون پنج شنبه شهادت حضرت زهرا است به این مناسبت یکی از این چیزها را می نویسم. نمی دانم چرا توهین و بی احترامی و انکار مذهب و دین برای خیلی ها تبدیل به نوعی پرستیژ شده است. اینکه بگوئیم من اصلا نماز نمیخوانم یا حتی من اصلا خدارا قبول ندارم یا مثلا بعد از 1400سال چرا باید فلان کار را بکنیم یا چرانباید فلان کار را بکنیم یا....من با سوال پرسیدن مخالف نیستم اما با زیر سوال بردن مقدسات مخالفم.زیاد دیدم کسانی که داد میزنند آقا باید به دیدگاه همه و به دین همه و ...احترام گذاشت وقتی چیزی را خلاف عقاید خودشان میبینند رگ گردنشان باد میکند و طرف را بیکلاس-امل-متحجر و...مینامند.این قضیه تاحالا بارها بری خودمن اتفاق افتاده و البته کوگوش شنوا؟ لزوم اصلاح طلبی دست کشیدن ازهمه چیز نیست.این راباید بیاموزیم.
در آتش اگر سوزم
سوگند به تو یا زهرا
خاکستر من گوید
یا فاطمه الزهرا
اعلام آشتی ملی در عراق از سوی نوری المالکی نخست وزیر عراق چند روزی است خیلی فکرم را مشغول کرده است. جواد المالکی همانطور که مشخص بود فرد بسیار باهوش و زیرکی است. از زمان روی کار آمدنش دواتفاق بسیار مهم در عرصه سیاسی عراق افتاده که اولین آن کشته شدن الزرقاوی یا بهتر بگویم امیر القاعده در عراق(این نامی است که بن لادن به الزرقاوی داد) بود و دومین آن اعلام آشتی ملی در عراق است.طرحی که اگر به درستی انجام شود به یقین کمک بسیار حیاتی برای ایجاد ثبات و امنیت در عراق است.
دیرگاهی است به در لفافه سخن گفتن عادت کرده ام...چقدر کار ما آریایی ها جالب است. از آشتی ملی در عراق استقبال می کنیم و بعد در داخل مملکت خود هزاران مرز کشیده ایم. اینکه آخرش چه می شود من نمی دانم و راستش علاقه ای هم ندارم که بدانم اما یقین دارم این ره که ما می رویم به ترکستان است.مرز کاذبی به نام خودی و غیر خودی درست کرده اند و هرکسی که خوششان آمد(تاکید می کنم هرکس را خوششان آمد) را در دایره خودی ها قرار می دهند و بیچاره مردمی که در دایره خودی ها نباشند.یا جاسوس آمریکا و موساد هستند و یا مشکل اخلاقی دارند و یا در پی براندازی خاموشند. یقین دارم رفتار به این سبک و سیاق زیاد طول نخواهد کشید آقایان خواسته یا ناخواسته وادار به رعایت خیلی چیزها می شوند.اعلام آشتی عمومی و رعایت حق امروز ممکن است هزینه چندانی نداشته باشد اما فردا را نمی دانم....
شاید سرتان مثل من شاخ در بیاورد اما به خدا این واقعیت دارد"رييس جمهور منتخب ملت گفت که پدرش آهنگري داشت و براي او بسيار زحمت کشيد تا در رشته مهندسي عمران وارد دانشگاه علم و صنعت شود و کارشناسي ارشد مهندسي عمران، راه و ترابري و دکتراي عمران، راه و برنامه ريزي حمل و نقل را کسب نمايد، اما پدر در سال 72 بر اثر حادثه تصادف فوت کرده است."
متن کامل مصاحبه احمدی نژاد با مهر
احمدی نژاد البته بعضی جملات راهم تعریف کرده بود:
تبعيض :يعني از جيب پائيني ها در مي آيد و به جيب بالاترها مي رود
تحجر:یعنی دوهزار سال پیش
رانت:آدم هايي که شايستگي ندارند و از طريق ارتباطات به منافع مادي و معنوي مي رسند.
آزادی مطبوعات:همه بايد آزاد باشند در همه عرصه ها، آزادي مطبوعات يک جلوه از آزادي است
اگر رئیس جمهور شوید حقوق میگیرید؟نه، همين حقوق دانشگاه را مي گيرم. ان شاء الله کلاس هاي دانشگاه هم ادامه پيدا کند.
-جوان آزاد است هر طور مي خواهد موهايش را بگذارد اينکه يک امر کاملا شخصي است دوره جواني يک بخشي از آن همين کارهاست جوان بايد به خودش برسد بانشاط و متنوع باشد.
-در رابطه با نفت ما بايد مازاد درآمد نفتي مان يک ارتباطي با زندگي مردم پيدا کند و اين شدني است. وقتي نفت مي شود 50 دلار بايد يک تغييري در زندگي مردم اتفاق بيفتد اگر 8 دلار هم مي شود بايد اتفاقي بيفتد.
-بايد سياست هاي پولي - مالي ما و بورس اصلاح شود. اگر اطلاعات بورس شفاف شود، مردم استقبال مي کنند. الان بازار بورس بيشتر دست شرکت هاي دولتي است.
تاثیر کلام شریعتی در میان جوانان هم عصر خود تا آنجا بود که رژیم شاه را چاره ای جز کنترل وی نبود. افشاگریهای شریعتی همچون تیری بود که بر قلب رژیم شاه وارد می آمد.در روزگاری که زنده یاد دکتر علی شریعتی زیست و آموخت، نوشت و آموزش داد، همه چیز در کشور ما برای افسانهای شدن زندگانی و مرگ انسانها فراهم بود....
سرمايه _ احسان تقدسي: اعضاي مجلس نمايندگان آمريكا لايحهء تخصيص بودجهء دفاعي 6/427 ميليارد دلاري را براي سال 2007 به تصويب رساندند. 50 ميليارد دلار اين بودجه به منظور پيشبرد مقاصد نظامي ايالات متحده در عراق و افغانستان در نظر گرفته شده است. بودجهء تصويبي مجلس نمايندگان آمريكا چهار ميليارد دلار از ميزان درخواستي دولت بوش كمتر است. اين لايحه به استثناي مبالغ در نظر گرفته شده براي هزينههاي نظامي آمريكا در عراق است كه با 407 راي موافق نمايندگان مجلس آمريكا در برابر 19 راي مخالف به تصويب رسيد....