تبليغاتX
دل نوشته های یک روزنامه نگار/احسان تقدسي

پوتين همچنان مرد اول مسكو است. چه غربي ها بخواهند و چه نخواهند. حدود 100روز پيش كه پوتين كرسي خود در كرملين را به مدودف داد و خود بر كرسي نخست وزيري روسيه تكيه زد، بسياري از تحليل گران اين انتقال قدرت را نمايشي ولو دروغين از دموكراسي به سبك روسي خواندند. پوتين درحالي از رياست جمهوري كناررفت كه دربالاترين سطح از محبوبيت مردمي قرار داشت و برخلاف اكثر رهبران غرب كه هرچه به پايان مسئووليت نزديك مي شوند از محبوبيتشان كم مي شود، بر محبوبيتش اضافه شد.

 

خوش بين ترين تحليل گران هم كناررفتن پوتين از عرصه رياست جمهوري را با عينك بدبيني نگريستند. او آنقدر باشكوه از كرملين رفت كه حتي مدودف هم هنوز باور ندارد كه بر كرسي پوتين نشسته است. بحران قفقاز و جنگ با گرجستان بيش از پيش اين ايده را تثبيت كرد.

 

قدرت مانور پوتين دراين بحران آنچنان گسترده و مقتدرانه بود كه برخي روزنامه هاي غربي همچون تايمز به صراحت نوشتند كه درگيري هاي گرجستان نشان داد ديميتري مدودف عروسک خيمه شب بازي در دستان ولاديمير پوتين است. رهبران غربي هم كم كم همچون گذشته پوتين را وارد عرصه لابي خود در قبال مسكو كرده اند و كمتر رهبري را مي توان در غرب سراغ گرفت كه در سفر به مسكو حسابي ويژه بر ديدار خود با پوتين باز نكرده باشد.

 

دراين مورد مي توان به مثالي اشاره داشت. نيكولا ساركوزي، رئيس جمهوري فرانسه كه اينك رياست دوره اي اتحاديه اروپا را نيز برعهده دارد، درسفري كه هفته گذشته براي ميانجيگري ميان گرجستان و روسيه به مسكو داشت، در جلسه اي با حضور مدودف و پوتين شركت كرد. مدودف دراين ديدارکاملا مضطرب به نظر مي رسيد در حالي که پوتين با آرامش به صندلي خود تکيه داده بود و با استفاده از پاسخ هاي بلند، عرصه اظهار نظر را ازديگر اعضاي کابينه گرفته بود.

 

حوادث گرجستان معمايي را حل كرد كه 100روز دنيا را مشغول به خود كرده بود. چه كسي كرملين را اداره مي كند؛ پوتين يا مدودف. هنگامي كه روسيه حمله گرجستان به اوستياي جنوبي را پاسخ گفت، پوتين دركنار همتاي چيني خود نشسته و مشغول تماشاي افتتاحيه رويايي بيجينگ بود. وي اما شباهنگام به سرعت راهي محل درگيري سربازان روسي و گرجي شد تا از نزديك اوضاع را بررسي كند. همه اين اتفاقات درزماني روي داد كه مدودف حتي از كرملين هم خارج نشد. محبوبيت پوتين بازهم افزايش يافت تا او همچنان مرد اول مسكو بماند. پوتين مرد بحران هاي روسيه است.او هيچ گاه ابايي از اين نداشت كه رسما بگويد جدايي گرجستان از شوروي تحقيري بزرگ براي مسكو بود. او اولين بار ساكاشويلي را در سال 2004 ملاقات كرد و اكنون از نفرت خود از وي از همان زمان اولين ديدار سخن مي گويد. مهم نيست كه عنوان رسمي اش نخست وزير باشد؛ پوتين همچنان رئيس جمهوري روسيه و مرد اول بحران هاي روس هاست. او غرور شكسته روسيه را بازگردانده است و روس ها ابهت دوره جنگ سرد شوروي را در وي جستجو مي كنند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

اين يادداشتي است كه 2 سال پيش در شرق نوشتم. تيترش همين عنوان پست بود كه بعدها به صلاحديد دوستان تغيير كرد.


شعبان جعفري را كه هوادارانش او را «شعبان خان» و منتقدانش او را «شعبان بي مخ» لقب داده بودند، تا پيش از ۲۸ مرداد تنها عده قليلي آن هم به دليل واقعه ۹ اسفند ۱۳۳۱ و حمله به خانه مصدق مي شناختند و بيشتر شهره اهالي گود زورخانه بود تا سياسيون اما ناگهان او كه تنها ۲۸سال از عمرش مي گذشت در قامت سياستمداري ظاهر شد كه البته جز حمايت بي دريغ از شاه از زبان او چيز ديگري شنيده نشد. اهالي سياست ساليان درازي را مي پيمايند تا نام و نشاني كسب كنند اما «شعبان» به دليل استفاده از شرايط اجتماعي ايران ره صدساله را يك شبه پيمود. اعتراض او به دولت دكتر مصدق و راهپيمايي و نصب عكس شاه به جاي مجسمه سرنگون شده و... باعث شد مخالفان دولت مصدق جان تازه اي بگيرند و شاه شرايط را براي ديكتاتوري و كودتا فراهم كند.
    
پس از ايجاد كودتا، شعبان به زورخانه اش برگشت اما اين بار نه در قامت يك پهلوان بلكه در قامت «سياستمدار پهلواني» كه حالا ديگر براي خود نام و نشاني دست و پا كرده بود و زورخانه اش محل پذيرايي از مهمانان خارجي شاه و سفرا شده بود.
    
حمله به دفاتر روزنامه هاي مستقلي چون طلوع، فرمان و آتش و احزاب، پس از گود زورخانه از فعاليت هاي اصلي شعبان جعفري پس از ۲۸ مرداد بود.
    
فقدان توسعه سياسي در دهه هاي ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ را مي توان يكي از دلايل رشد و نمو پديده هايي چون «شعبان جعفري ها» دانست. اصولا برخي از حكومت ها در فضاي نبود توسعه سياسي به بهترين شيوه از لمپنيسم استفاده مي كنند و كار را تا آنجا پيش خواهند برد كه مردمي كه صبح ۲۸ مرداد فرياد درود بر مصدق سر داده بودند، در غروب غمناك ۲۸ مرداد فرياد مرگ بر مصدق سر دهند.
    
اما در جوامعي كه خود را از دوران هاي پرتلاطم و توفان زاي انقلابي به در آورده و به سوي تثبيت ارزش ها و قوانين جاري حركت مي كنند، به تدريج از پوسته احساس گرايي و قانون گريزي و لمپنيسم به در آمده و جامه زيباي عقل گرايي و تكثر و قانون مداري بر تن مي كنند.
    
رهانيدن جامعه و نظام سياسي از انسداد سياسي و اجتماعي و فرهنگي از ضروريات جامعه است. پس از آن بايد بر تعميق هرچه بيشتر دستاوردهاي نظام نوين مستقر كوشيد كه در غير اين صورت جامعه در بطن خود آبستن بحران هايي مي شود كه منجر به زايش هاي دردناك و گاه خطرناكي در عرصه سياسي و اجتماعي مي شود.
    
به هر حال امروز «تاج بخش» پهلوي در زير خاك خفته است اما ميراث او باقي است و هراز چندگاهي در برخي جوامع مجال بروز مي يابد. اگرچه در شناسنامه شعبان جعفري سال تولد وي ۱۳۰۰ ذكر شده اما سال تولد حقيقي وي را بايد ۲۸ مرداد و آنجا كه لمپنيسم حاكميت را تعيين كرد، دانست.
    
حكومت پهلوي به كمك لمپنيسم توانست فرآيند دموكراسي خواهي در ايران را ساليان درازي به تعويق بيندازد. شعبان به هر جا كه حمله مي برد فرياد مي زد: «اينجا آخر خط است» و بالاخره او در سالگرد تولد شوم خود به «آخر خط» رسيد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

مژده دادند كه بر ما گذري خواهي كرد

اي پرستو كه پيام آور فرورديني

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

احمدي نژاد: خروج آمريکا از عراق خلا امنيتي ايجاد مي کند.!!!!!!
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

چند روز پيش ايميل مشكوكي به دستم رسيد با اين مضمون:

 

با عرض سلام

احسان رنجبر هستم.دانشجوي دندانپزشكي و دبير سياسي انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي تبريز.همان طور که مستحضر هستید سید حسن نصر الله در تاریخ 28 مهر سفری به تبریز برای شرکت در اولين كنفرانس بين‌المللي مقاوم‌سازي لرزه‌اي دارند.غرض از مزاحمت پرسیدن راه و روش دعوت از ایشان به دانشگاه علوم پزشکی هست!خوشحال میشم اگه راهی جلوی پای من بگذارید و یا شماه ای از خودتان را در اختیار من قرار دهید.

 

نامه عجيب بود. تاحالا همه جورش رو ديده بودم جز اين. از طرف پرسيدم شما منو مي شناسيد؟ و ايميل منو از كجا گرفتيد كه....

 

سلام. خوب هستيد؟ چه فرقي مي كنه؟ ما دنبال دعوت از ايشان بوده و هستيم. با چند نفر از دوستان تماس گرفتيم براي راهنمايي و اونها هم شما را معرفي كردند. درهرحال خوشحال مي شوم اگر كمكي، شماره تلفني، چيزي در اختيار ماقرار دهيد. اسم اون دوستان را هم نپرسيد كه نميگم.

با تشكر.

 

اين نامه شك من را بيشتر كرد. از چند نفر از دوستان پيگير ماجرا شدم تا اينكه كاشف به عمل آمد كه انجمن اسلامي مذكور خيلي وقت است كه منحل شده.... . پاسخ من هم به ايميل مشكوك كوتاه بود: سلام؛ متاسفم، اشتباه گرفتين.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

 

 

هميشه بردخواه تو

هميشه باخت خواه من

بچین ،دوباره مي زنيم

سپيد تو، سياه من

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

خوبم اما حال نوشتن نيست.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

جديدترين فيلم هاي روز دنيا را مي توان از دست فروش هاي كنار خيابان ها خريد. اين هم شايد از عجايب ايران باشه كه فيلمي كه تازه روپرده هاي  سينماهاي آمريكا آمده را مي تواني بابهايي حدود هزارتومن بخري و ببيني.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

مي گويند روزي هلاكوخان با خواجه نصير طوسي در همدان به حمام مي روند. نقل است كه هلاكوخان تا آن زمان چيز زيادي از استحمام و اين چيزها نمي دانست و هميشه عين چي بوي گند مي داده است. پس از اتمام شست و شو و مشت و مال براي هلاكوخان نوشيدني سرد مي آورند و خلاصه آنكه به وي كلي خوش مي گذرد. ازهمين رو وقتي داشتند از گرمابه بيرون مي آمدند روبه خواجه نصير كرده و مي گويد: يا شيخ اين كاري كه ما كرديم حرام نبود؟ خواجه نصير هم مي گويد نه؛ همه اش حلال بود. هلاكوخان هم درپاسخ مي گويد: عجب؛ اين اولين باري است كه آب خوش از گلوي ما پائين مي رودو حرام نيست.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

هديه روز خبرنگار رئيس محترم دولت هم از آن داستان هايي است كه لبخندي تلخ را بر ذهنمان مي نشاند. اين همه روزنامه توقيف شده و روزنامه نگار بيكار داريم. نمي شد لااقل چند تا از اينها را به بهانه روز خبرنگار از توقيف خارج كرد؟ دولت و مجلس و قوه قضائيه كه خدارا شكر درهماهنگي كامل بسر مي برند. رئيس دولت هم كه از هر دهاتي رد مي شود درنقش آجيل مشكل گشا ظاهر شده و وعده هاي فراوان مي دهد. چطور پس مي توان باور كرد كه او نداند درد اين همه روزنامه نگار بيكار چيست؟

 

هديه روز خبرنگار ارزاني خودتان. امنيت شغلي مارا نگيريد.  

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

بعضي مطالب وبلاگم را مي نويسم نه ازاين بابت كه مهم هستند بلكه از اين بابت كه بعدها با مراجعه به آرشيوم كلي با خاطرات گذشته ها زندگي مي كنم.اين خبري كه امروز شنيدم هم جزو همين هاست و آن اينكه:

 

محمدضا رحیمی، معاون پارلمانی و حقوقی احمدی نژاد امروز(يكشنبه) در پاسخ به سئوال خبرنگار روزنامه اعتمادملی که پرسید:فکر نمی‌کنید تاخیر بیش از حد معرفی وزرای پیشنهادی دولت به مجلس اندکی غیر عادی باشد:، گفت: به تو چه؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

بچه كه بودم  كارتون تام و جري يكي از جذاب ترين ها بود در ميان اندك برنامه هايي كه درآن حال و هواي جنگ برايمان پخش مي شد. هنوز هم اگرببينم اين كارتون از تلويزيون پخش مي شود بي هيچ تعارفي پاي آن مينشينم و لذتي وصف ناپذير مي بينم.

 

هميشه در تام و جري موش داستان به دنبال پنير بود و گربه هم به دنبال موش. امروز كه تحقيق كتر ديويد هلمز، استاد دانشگاه منچستر انگليس درمورد علاقه موش ها به شكلات و شيريني است نه پنير را خواندم ناخودآگاه ياد تام و جري افتادم. به گفته هلمز موش‌ها نسبت به بو، تركيب و طعم غذا واكنش نشان مي‌دهند و پنير غذايي نيست كه موش‌ها بتوانند در محيط زندگي خود پيدا كنند پس نسبت به آن واكنشي ندارند. چه جالب؛ عشق پنيربودن موش كارتون ها همه اش افسانه اي بود.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

خيلي ها را ديده ام كه پررويي را صفتي خوب براي خبرنگار مي دانندو خبرنگاراني كه ابايي از پرده دري و بي حرمتي به ديگران را ندارند اگر نه در ظاهر، در دل خود مي ستايند. دروغ چرا؟ من هم بخصوص روزگاري كه سرويس سياسي بودم اين حس را داشتم اما اكنون نگاهم به اين موضوع جور ديگري است. خبرنگار اگر با بي حيايي و دريدگي هم روزگاري را بگذراند اما خيلي زود از ديده ها مي افتد و برعكس اگر... . اين البته تنها درجايي مصداق دارد كه بحث حرفه اي در ميان است. خبرنگاران زيادي را ديده ام كه روزگاري اگر چه يكه تاز ميدان بودند و به زرنگي شهره اما اكنون حتي درميان دوستانشان هم جايي ندارند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

فارس: وزارت نيرو و انرژي سري لانكا اعلام كرد ايران براي برق رساني به مناطق دوردست روستايي در سري لانكا 65 ميليون دلار وام در اختيار اين كشور قرار مي دهد.

 

وقتي خودمان برق نداريم و روزي 2 ساعت بايد گرماي سگ كش تابستان راتحمل كنيم آيا بهتر نبود مهرورزي دولت نهم شامل مردم خودمان مي شد؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

يادم آمد

 

شوق روزگار كودكي

 

مستي بهار كودكي

 

يادم آمد

 

آن همه صفاي دل كه بود

 

خفته در كنار كودكي

 

رنگ گل جمال ديگر در چمن داشت

 

آسمان جلال ديگر. پيش من داشت.

 

شور و حال كودكي برنگردد دريغا

 

قيل و قال كودكي بر نگردد دريغا!!

 

به چشم من همه رنگي فريبا بود

 

دل دور از حسد من شكيبا بود

 

نه مرا سوز سينه بود

 

به دلم جاي كينه بود

 

شور و حال كودكي برنگردد دريغا

 

قيل و قال كودكي برنگردد دريغا

 

روز و شب دعاي من بوده با خداي من

 

كز كرم كند حاجتم روا

 

آنچه مانده از عمر من به جا

 

گيرد و پس دهد به من دمي

 

مستي كودكانه مرا

 

شور و حال كودكي برنگردد دريغا

 

قيل و قال كودكي برنگردد دريغا!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

احمدي نژاد در دیدار با روحانیون و علمای استان کهگیلویه و بویراحمد: خدا شاهد است من نامه ای را که برای بوش نوشتم، با وضو نوشتم و وقتی خواستم امضا کنم گفتم: ای خدای بزرگ، در این نامه هدایت قرار بده و اگر لجاجت کرد و مقاومت کرد، حیثیتش را ببر .
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

 توماس سووایخ، که تا ماه ژوئن هماهنگ کننده وزارت خارجه آمريكا در مبارزه با مواد مخدر و اصلاحات قضایی افغانستان بود، در مقاله اي كه در نيويورك تايمز منتشر شد به  افشاي پشت پرده توليد مواد مخدر در افغانستان پرداخت و نوشت: حامد کرزی، رئیس جمهوري افغانستان، در مسیر تلاش ها برای رسیدگی به مشکل مواد مخدر این کشور مانع ایجاد می کند. بسياري معتقدند كه برادر كرزي كه والي قندهار هم هست، يكي از بزرگترين گروههاي موادمخدر افغانستان را اداره مي كند. جالب اينجاست كه پاي 20 نفر از مقامات ارشد دولت كرزي در اين پرونده گير است. به گزارش بي بي سي، سووایخ در مقاله اش نوشت که پنتاگون و ارتش بریتانیا پس از شکست طالبان، رسیدگی به مساله ریشه کنی خشخاش را به مراحل بعد واگذار کردند. سووایخ همچنین گفت که فرماندهان ناتو و ارتش آمریکا برای ورود به عملیات مبارزه با مواد مخدر اشتیاقی نداشته اند زیرا می ترسیدند که تخریب مزارع، قبایل را برنجاند و باعث افزایش حمایت از شورشیان شود.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

دراين چندسال كاردر مطبوعات فراواني راتجربه كرده ام. ازمطبوعات درجه يك بوده اند تا روزنامه هايي كه(به جبر روزگارمجبور به كار در آنها بوديم) حتي همين الان هم نمي توان نام آنها را روزنامه گذاشت. هنوز خيلي از رفقا درهمان روزنامه ها مانده اند و عليرغم (شايد) داشتن معيارهاي حرفه اي همچنان درپيچ همان جاي اول مانده اند. اين البته نه به دليل ناتواني هاي حرفه اي آنها بلكه به دليل شخصيت خاص اين طيف از روزنامه نگاران است. هميشه لذت برده ام از روزنامه نگاراني كه فعاليت حرفه اي را به لقمه اي نان ترجيح داده اند. طنز تلخ ماجرااينجاست كه روزنامه نگاراني كه لقمه اي نان را به پيشرفت خود بخشيدند حتي به همان لقمه نان هم به زور رسيده اند.

 

هجرت هميشه سخت بوده و هست. مگر مي توان از محيطي كه ولو 1ماه درآن خوكرده و زيسته ايم و دوستاني خوب و بد يافته ايم به راحتي جدا شد؟ مگر مي توان جايي كه حداقل هايي از امنيت و ثبات شغلي را داشته به طرفه العيني دل كند؟

 

همين استدلال ها تاكنون مانع از پيشرفت شغلي و به طبع آن مادي بسياري از خبرنگاران شده است. تازه مشخص نيست آن ثبات شغلي كه خبرنگاراني اينچنين به دنبال آن هستند واقعا وجود داشته باشد.

 

دوست عكاسي كه جزو 3عكاس خبري اول كشور است، با اشره به برخي همكاران مي گفت كار خيلي از اينها ممكن است از من و تو بهتر باشد اما فقط به واسطه ديده نشده و خود را فدايي يك مجموعه كردن اينگونه به كناري افتاده و براي حق و حقوق حداقلي دهها حرف را از ديگران شنيده اند.

 

من مثالي دارم. مي گويم خبرنگار مثل دختر است. تا يك سن و سالي برايش خواستگار خوب پيدا مي شود و اگر از آن سن و سال گذشت ديگر نبايد درانتظار خواستگار تاپ باشد. اين انتظار حتي منطقي هم نيست.

 

خبرنگاري كه در اوج روزگار حرفه اي خود دست رد به سينه آينده خوب خود زده است، نبايد در آينده اي نه چندان دور كسي راجز خود ملامت كند.

 

هجرت هميشه خوب است. تلاش براي بهتر بودن هميشه قابل ستايش است. نبايد آينده را فداي فضاي احساسي كرد  كه بعدها حاصلي جز پشيماني نخواهد داشت.مسيرهجرت البته هموار نيست و مرد ميدان مي خواهد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

 هفته پيش اوباما يادداشتي باعنوان برنامه من براي عراق در نيويورك تايمز نوشت. اهميت اين يادداشت سبب شد تاهمان روز آن را ترجمه كنم و براي مخاطبان گسترده اي كه انتخابات آمريكا را حتي بيشتر از انتخابات خودمان پيگيرند در صفحه گذاشتيم.

 

جان مك كين، نامزد دمكرات ها هم يادداشت مشابهي و درحقيقت پاسخي براي اوباما را منتشر كرد. امااين يادداشت حواشي جالبي هم داشت و آن اينكه روزنامه نيويورك تايمز بااين استدلال كه مطلب مك كين ساختار درست و حسابي ندارد( بخوانيد پراز فحاشي به اوباما است) از انتشار آن سرباز زد. وقتي هم كه به اتهام رعايت نكردن جانب عدالت مورد انتقاد رسانه ها و مخصوصا ستاد انتخاباتي مك كين قرار گرفت صراحتا اعلام كرد كه چانه زني با سياستمداران درباره محتواي مطالب ارسالي آنان به نيويورك تايمز امري معمول است.

 

داشتم فكر مي كردم كه قدرت رسانه در جهان و بعد مقايسه آن باايران. دركشورهاي دمكراتيك اين رسانه ها هستند كه خط مشي خودرا تعيين مي كنند و درايران سياستمداران. رسانه ها دردنيا دراختيار افكارعمومي هستند و درايران بازيچه اي بيش نيستند. كمتررسانه اي را مي توان يافت كه عده اي آن را ملك پدري خود فرض نكرده اند. آزادي رسانه برابر با دمكراسي است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  |