تبليغاتX
دل نوشته های یک روزنامه نگار

رسانه ها ديروز از ترور مئير داگان، رئيس سازمان جاسوسي رژيم صهيونيستي در اردن خبر دادند. با اين حال اگر چه برخي منابع صهيونيستي از هدف قرار گرفتن مئير داگان سخن به ميان آوردند اما همچنان اخبار منتشره از عمليات ترور وي ضدونقيض است. داگان اين  روزها به علت هراس از انتقام حزب الله لبنان، تحت تدابیر شدید امنیتی قرار داشت در اردن ترور شد. حزب الله پس از ترور عماد مغنيه، مغز متفكر عملياتي خود تهديد كرده بود انتقام وي را خواهد گرفت.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

حالم از علي دايي و آن ژست هاي دهاتي اش بهم مي خورد. آنقدر به خود مغرور است كه گويا از دماغ فيل افتاده است. چه كنم اما كه تيم ملي است و عشق تيم ملي سبب مي شود كه 20 بار دايي را ببينم. امروز كم مانده بود كره شمالي ما را له كند. شانسي 2 گل زديم و شانسي 10 گل هم نخورديم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

عصر امروز كه بازي ايران و ايتاليا و البته واكنش هاي احساسي خودم را در پاي تلويزيون مي ديدم، فكر مي كردم كه ايرانيان چه عجيب غرور از دست رفته و لگد مال شده خود را در چيزهايي مانند فوتبال جستجو مي كنند. هرگلي كه به ثمر مي رسيد آرامي بود بر همه ناآرامي هاي ما. بر مشكلات و دردهايمان. گويي فرصتي است براي بازيافتن غرور و اعتماد به نفس.  

 

نمي دانم. شايد همه دنيا را رسم اينگونه است. اما براي ما مي دانم حكايت سواي همه است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

 مدام مي گويند آب را گل نكنيم. من نمي دانم چرا اين را مي گويند اما من كرده ام خيلي خوش گذشته، تازه خيلي ها هم مي گويند در آب گل آلود مي شود ماهي گرفت و نه هيچ جاي ديگر. پس چرا آب را گل نكنيم؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

احمدي نژاد عصر امروز(شنبه) با رئيس جمهوري زنگبار ديدار كرد. خبر را كه روي ايسنا ديدم نزديك بود از تعجب سكته كنم كه زنگبار ديگه كجاست. ناسلامتي خبرنگار بين الملل هستم و اگر كسي بپرسد بايد جوابي داشته باشم. سرچ كردم ديدم جزيره اي در آفريقا است كه 800 هزار نفر هم جمعيت دارد.

 

انصاف بايد داد. دولت نهم هر چه دولت هاي پيشين نكرده اند را تكميل مي كند. خاتمي و هاشمي را كشورهاي دم دستي همچون فرانسه و آلمان و ... ميزبان بودند و رئيس دولت نهم را كشورهايي كه حتي نامشان هم غريب است. تلاش براي پيدا كردن آنها در نقشه هم كاري است بيهوده. زنگبار كجاي معادلات دنيا است كه حضور رئيس جمهورش در ايران براي ما مهم باشد؟ مي تواند معادله اي را به نفع ما ايجاد كند؟ كشوري كه يك نهم تهران خودمان جمعيت دارد و وسط دريا و آن هم در آفريقا واقع شده  چه سودي براي ما دارد؟

 

كريستوف كلمب در خانه است و ما گرد جهان مي گرديم. دولت نهم كاشف بزرگ كشورهاي جديد است.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

سال هايي كه من وارد مطبوعات شدم پر بود از هيجان. هر روز خبر بازداشت و زندان رفتن روزنامه نگاري را مي شنيديم. روزنامه نگاران آنقدر ارج و قرب داشتند كه حساب و كتاب نداشت. نمايشگاه مطبوعات كه مي رفتيم اگر نويسنده و خبرنگار دسته چندم فلان روزنامه را مي ديديم، كلي كيف مي كرديم. خيلي ها بودند كه آرزوي همصحبتي با آنها را داشتيم. روزگار چرخيد و با خيلي از آنها همكار شدم. باهم پشت يك ميز مي نشستيم و ساعت ها حرف مي زديم. آن روزي كه وارد مطبوعات شدم پي همه چيزش را به تنم ماليدم. از برخوردهاي غيرحرفه اي گرفته تا بيكار شدن هاي گاه و بيگاه كه همچو خوره اي به زندگي مان مي زد. آمدنم اتفاقي بيش نبود اما ماندنم اتفاقي نبود. دلم گير كرده بود. آمده بودم با مطلب نوشتن حق التحريري اندك بگيرم تا شايد كمك خرج تحصيلم باشد. بود. خيلي هم بود. اولين حق التحرير را كه از حسين باستاني گرفتم به قدری خوشحال بودم كه همه اش را  به خانواده شيريني دادم. يك روزه همه اش خرج شد. شايد اگر مراد ويسي بزرگوار كمي سخت گيرتر بود من هم مانند خيلي ها كه نسيمي بودند و ديگر نيستند، نبودم. همه شان را دوست دارم. آنهايي كه عاشقم كردند.

 

ماندم و ماندم. آنقدر اين روزنامه آن روزنامه گشتم كه مادرم هيچ وقت باور نكرد من سركار مي روم. هيچ وقت نپذيرفت شغلي دارم . شغلي که اگر چه در نزد مردم آبرومند اما در نزد حاكمان كم از فاحشه گري نداشت. حاكمان كه مهم نيستند. مردم براي همه ما مهم بودند . آنقدر مهم كه روزي مي ديدم سردبير فلان روزنامه كه بارها گفتند از آمريكايي ها چمدان دلار گرفته چطور براي فراهم كردن وسایل پذيرايي مهماني كه شب به خانه استيجاريش مي آيد، در مضيقه بود و همچون مارگزيده به خود مي پيچيد. چطور خبرنگاري كه مردم براي خواندن مطالبش روزنامه اي را مي خريدند، ساعتي پاي دردودل معلمي نشست تا اگرچه نتواند كاري برايش بكند اما لااقل مرهمي باشد بر دردش. عجيب بود كه همه انگ بي ديني و بي غيرتي و وطن فروشي هم مي خوردند. عجيب بود.

 

ماندم و آنقدر كله شق بودم كه چند فرصت ايده آل شغلي را از دست دادم . دلم خوش بود روزنامه نگارم. داستان مفصل شد. گاهي فكر مي كنم اگر روزنامه نگار نمي شدم شايد الان وضعم خيلي بهتر بود. شايد اگر سيگار مي فروختم بهتر بود. شايد اگر... شايد....

 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

شواهد و قرائن به طرز باور نكردني به سوي جنگي ديگر ميان حزب الله و اسرائيل پيش مي رود. ظهر جمعه هم حدود چهل سرباز اسرائيلي از بخشي از جنوب لبنان وارد شدند كه زود هم عقب نشيني كرند. معلوم نيست به دنبال چه بوده اند. شايد خواسته اند ميزان حساسيت و واكنش حب لل را بسنجند و شايد هم مانوري جدي براي سنجش سرعت عمل و توان نفوذي خود داشته اند.

 

خاطرم هست چندي پيش كه با يكي از رهبران حزب الله سخن مي گفتم ايشان هم به صراحت از احتمال بالاي جنگ با اسرائيل حرف مي زد. توانايي بالاي حزب الله در جنگ 33 روزه حيرت همه كارشناسان نظامي دنيا را برانگيخته بود. همين امر هم سبب شده تا اسرائيلي ها اين بار با حساب و كتاب بيشتري امور مربوط ه حزب الله را تحليل كنند. گزارش وينوگراد كه پارسال منتشر شد تاكيد فراواني بر لزوم بازيابي روحيه از دست رفته مردم ساكن در سرزمين هاي اشغالي داشت. همين امر هم احتمال حمله دوباره اسرائيل به لبنان را دوچندان كرده است. رهبران حزب الله جملگي قول داده اند اين بار اگر جنگي رخ دهد، اسرائيل با پاسخي حيرت آور مواجه خواهد شد. كسي چه مي داند. اين پاسخ شايد زدن نيروگاه هسته اي ديمونا، مركز تل آويو، ترور گسترده رهبران سياسي و نظامي تل آويو و... باشد. هرچه هست لرزه اي بزرگ بر پيكره نحيف اسرائيل خواهد انداخت.  

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

مهم اين نيست كه گلشيفته فراهاني در ديار غربت چه كرده و چها گفته. بود و نبودش در وطن هم آه و افغاني ندارد چه آنكه بهتر از تو بسيارند. جاي او حتي خالي هم نشده كه كسي به دنبال پركردنش باشد. مهم اين نيست كه احمدي نژاد را پژواك جامعه امروز ايران بدانيم يا رفتار گلشيفته را. اينها كه مشكلي نيست.

 

گلشيفته چندان راحت از ايران خارج نشد. برگردد يا برنگردد هم اتفاقي نمي افتد. اما رفتارهايي اينگونه آن هم از جانب كساني كه نماينده طيفي خاص- خواه نماينده، خواه دانشجو، بازيگر يا... – تنها و تنها به افزايش هزينه ها براي آن طيف در داخل مي انجامد. باورش سخت است كه اگر بازيگري فردا قصد سفر به كشوري را داشته باشد، ساعت ها مورد بازجويي قرار نگيرد و چه بسا خروج اين طيف از كشور با هزاران اما و اگر و شايعه مواجه شود.

 

اگر در ارزيابي رفتار گلشيفته خود وي ملاك قرار مي گرفت، همانگونه كه گفتم اصلا  مهم نبود چه كرده و چه نكرده. اما آيا مي توان اينك گفت مهم نيست كه نماينده بازيگران ايراني چه رفتاري از خود بروز داده؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

رسم است در ميان دولتمردان كه در ميان مردم مدام حرف از اميد و آينده مي زنند. احمدي نژاد هم در گفتگوي تلويزيوني سه شنبه شب خود چنين كرد. چه مي توان كرد كه اميدمان مي دهند اما نااميديم از حل مشكلات.

 

مصاحبه تلويزيوني رئيس دولت نهم را كه مي ديدم به همسرم گفتم: ما كه روزنامه نگاريم و همه چيز را- اگرچه به زبان نمي آوريم-  مي دانيم، يك ساعت كه پاي حرف هاي  احمدي نژاد مي نشينيم باورمان مي شود راست مي گويد و همه چيز گل و بلبل است. بيچاره مردمي كه اين حرف ها را مي شنوند و از واقعیت بسیاری مسایل هم بی خبرند ، در عمل هم چيز ديگری مي بينند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

گروه بين الملل: ايهود اولمرت، كفيل نخست وزيري اسرائيل عصر دوشنبه در آخرين سفر خود در دوران حضور در كاخ نخست وزيري اسرائيل روانه روسيه شد.

 

رسانه هاي غربي مذاكره درباره صلح خاورمیانه، برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران و فروش سلاح روسیه به سوریه، را از مهمترين اهداف سفر كفيل نخست وزيري اسرائيل به مسكو ارزيابي كرده اند. ديدار با دمیتری مدودف، رئیس جمهوري و سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه مهمترين بخش از سفر اولمرت به مسكو را تشكيل داده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

اين جنگنده آمريكايي پس از اين توقف با ارتفاعي پايين قصد عبور از آسمان ايران را داشته است كه هواپيماهاي نظامي ايران با اقتدار آن را مجبور به فرود در فرودگاه مهرآباد مي‌كنند. به گزارش "جهان" يك فروند جنگنده آمريكايي فالكون كه قصد عبور از آسمان ايران را داشت، توسط جنگنده‌هاي نيروي هوايي جمهوري اسلامي توقيف و تمامي اعضاي آن بازداشت شدند. بر پايه اين گزارش گفته مي‌شود كه اين جنگنده قصد عبور از تركيه به سمت افغانستان را داشته كه پس از تذكر نيروي هوايي ايران به تركيه بازگشته و توقف 4 ساعته‌اي را در اين كشور داشته است . اين جنگنده آمريكايي پس از اين توقف با ارتفاعي پايين قصد عبور از آسمان ايران را داشته است كه هواپيماهاي نظامي ايران با اقتدار آن را مجبور به فرود در فرودگاه مهرآباد مي‌كنند. گفته مي‌شود از 8 سرنشين اين هواپيما  5نفر با لباس نظامي و 3 نفر با لباس شخصي از افسران امنيتي و نظامي آمريكا بوده اند كه همگي بازداشت و مورد بازجويي قرار مي‌گيرند. در پايان گفتني است همه سرنشينان پس از 24 ساعت و بعد از گرفتن تعهد آزاد مي‌‌شوند.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

ماجراي دكتراي علي كردان فارغ از حاشيه هاي فراواني كه به بار آورد و با افتضاح اعتراف وي به تقلبي بودن اگرچه كمي فروكش كرده اما نكاتي دراين ماجرا خفته است كه بي اعتنايي به آنها مي تواند خسارات بس جبران ناپذيري را متوجه نظام و انقلاب كند.

 

اقدام برخي نمايندگان مجلس براي بركناري كردان اقدام مثبتي است. فارغ از نتيجه اي كه از استيضاح يا استعفاي كردان بهدست مي آيد اين سوال مطرح است كه چگونه كسي كه حتي ليسانس هم نداشت و به دروغ خود را دكتر جا زده بود، توانسته بود سالها در مهمترين مناصب مملكت باشد؟ اي كاش آقاي كردان همان فوق ديپلم را براي وزير شدنش كافي مي دانست و در مقابل انتقادات به توانايي هاي شخصي خود مي باليد و اينگونه چندماه همه را به سخره نمي گرفت.

 

تعجب بايد كرد از دولتي كه منادي عدالت و مهرورزي است و آن وقت سرنوشت انتخابات و راي مردم را به دست وزيري مي سپارد كه اينچنين آبروبري كرده است از نظام. بزرگترين و بهترين تبليغ انتخاباتي احمدي نژاد مي توانست بركناري كردان از سمتش باشد نه اينگونه سرگردان و منفعل كردن. نمي دانم كدام شيرپاك خورده اي اين مثل را به ايرانيان نسبت داد كه عقلشان به چشمشان است؛ هرچه را بين باور مي كنند و... شايد اگر احمدي نژاد در كنفرانس مطبوعاتي خود يا در حكمي كردان را از سمت خود عزل مي كرد، خيلي ها لااقل باور مي كردند كه او مي خواهد كارهايي بكند اگرچه نتواند.

 

تعارف نبايد كرد؛ رئيس دولت نهم سرنوشت انتخابات را به كسي سپرده كه شايستگي ندارد. نمي دانم. شايد اين هم از اقتضاي زمانه است كه اينگونه شود. چگونه مي توانيم در كتب تاريخي بر صدها رئيس و فرمانده و... رژيم پهلوي به واسطه افسارگسيختگي هاي گذشته آنان آنگونه بتازيم و بعد نوبت به خود كه مي رسد اينگونه نرمش نشان دهيم؟ حرفي تكراري است؛ همه مي دانند و كودكان دبستاني هم مزمه مي كنند كه تاريخ قاضي بي رحمي است. تاريخ خواهد نوشت كه دكتر كردان دولت نهم حتي ليسانس هم نداشت و پيامك هاي فراواني ميان مردم رد و بدل مي شود كه آيت الله قرائتي ( چهره دوست داشتني شب هاي جمعه تلويزيون) در نهضت سوادآموزي به دنبال مدركي براي او است.

 

قرار براين شد كه كسي دنباله ماجراي كردان را نگيرد اما مگر كردان خود مي گذارد؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

هستم. خوبم. حال نوشتن اما نيست. همين.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

هفته پيش در بيت المقدس اشغالي عملياتي از سوي يك جوان فلسطيني روي داد كه طي آن يك جوان فلسطيني با اتومبيل به جمعي از سربازان اسرائيلي كوبيد و 20 نفر را زخمي كرد. خود نيز توسط  سرابازان اسرائيلي كشته شد. در آستانه روز قدس اين خبر سريع به همه جا مخابره شد و همه رسانه هاي ايراني آن را به بهترين نحو ممكن كار كردند. همه از عمليات شهادت طلبانه اي خبر دادند كه اركان رژيم صهيونيستي را بار ديگر به لرزه در آورد.

 

 ماجرا اما چه بود؟
 جوان 19 ساله اي كه به گفته والدينش حتي گواهينامه هم نداشته بي اجازه اتومبيل باباي بيچاره را برداشته و با سرعت در خيابان هاي بيت المقدس شروع به رانندگي كرده و چون رانندگي بلد نبوده با سرعت به جمع سربازان اسرائيلي مي زند. خانواده اين جوان هم اكنون شاكي هم هستند كه چرا فرزندشان را به عنوان عامل انتحاري كشته اند.
 

 

بيربط 1: جلسه روزنامه نگاران را نرفتم. دليل هم داشتم. توصيف دوستان را از آن جلسه كه شنيدم خدارا شكر كردم كه آخر هفته اي گرفتار جماعتي روشنفكرنما(سخنران) نشدم.
 

 

 بيربط 2: شنيدم 5+1 درباره قطعنامه جديدي عليه ايران به توافق رسيده اند. اينم نتيجه دل خوش بودن به جنگ غرب و روسيه بر سر گرجستان
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  | 

من جزو معدود دانش آموزاني بودم كه در زمان خودم در بدو ورود به آمادگي با كت و شلوار به مدرسه رفتم. هنوز آن كت و شلوار در خاطرم مانده و كفشي كه مادر به يادگار برايم نگاهداشته. بگذريم كه حتي همين حالا هم از كت پوشيدن دل خوشي ندارم و ترجيح مي دهم در رسمي ترين مراسم ها هم كت نپوشم.

 

در بدو ورود به مدرسه مورد توجه قرار گرفته و از آنجايي كه آن تيپ و قيافه ام هم خاص بود مبصر كلاس شدم. از آنچه در تلويزيون ديده بودم هم استفاده كرده و كلي بشين و پاشو و برپا و .... استفاده كردم.

 

زنگ تفريح كه زده شد از مدرسه خسته شدم و با استفاده از غفلت باباي مدرسه پا به فرار به سوي خانه گذاشتم. هنوز به سر كوچه نرسيده بودم كه توسط ناظم مدرسه كه همانند اسب به دنبالم مي دويد بازداشت شده و متعاقب آن از مبصري هم عزل شدم.

 

اعتراف مي كنم كه هيچ وقت مدرسه را دوست نداشتم؛ معدل پايان سالهاي تحصيلم هم بهترين شاهد اين ماجرا.  شايد همين هم بود وقتي دانشگاه قبول شدم همه تعجب كرده بودند. دانشگاه را هم دوست داشتم چون بيش از نيمي از كلاس ها را نمي رفتم و چهره ام تا پايان تحصيلات براي اساتيد جديد مي ماند. الان هم اصلا خوشحال نيستم كه مثلا تحصيلكرده ام. شايد اگر درس نمي خواندم الان به جاي چرت و پرت نوشتن تو وبلاگ و علاف كردن دوستان و رفقا كار بهتري داشتم.  

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان تقدسی  |