ايام و روزها از پي هم مي آيند و مي روند. سريال يوسف را كه مي بينم آرزوي يوسفي را مي كنم كه سالياني بس دراز است در انتظار اوئيم. محاسن جوانان هم سپيد شد و موهاي مشكين دختران هم. يوسف واقعي اوست و يوسف مصر غباري از او را نيز نمي شود. زيباست و دلربا. انتظار وصلش بس شيرين است. عجب حكمتي است كه سريال يوسف نبي(ع) را جمعه ها بايد ديد تا دلمان بيشتر هواي يوسف كند. وصل هرچه زودتر به اما اين عجب فراقي است كه دردش نيز راحت تحمل مي شود. مهم نيست زنده و مرده ما. مهم آمدنش است. يوسف مي آيد. يوسف گم گشته ما اوست.
ايسنا: رييس دانشگاه تهران اظهار داشت: من معتقدم جو بيتفاوتي در دانشجويان در حال گسترش است و من هميشه دانشجويان را تشويق ميكنم كه يك فعال سياسي به معناي واقعي باشند و به مسايل سياسي و اجتماعي توجه ويژهاي داشته باشند.
فرهاد رهبر در گفتوگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، با بيان اين كه من از دانشجويان توقع دارم كه رسالت اصلي خود يعني روحيه پرسشگري ومطالبهخواهي را هميشه مدنظر داشته باشند، گفت: جنبش دانشجويي ما نبايد ابزار دست احزاب باشد.
وي ادامه داد: چون احزاب در كشور ما به بلوغ نرسيدهاند بعضا حركتهاي غيراخلاقي از آنها مشاهده ميشود و ما اين توصيه را به دانشجويان داريم كه نبايد ابزار دست احزاب سياسي باشند و بايد خود مستقل عمل كنند چون آگاه هستند و ميتوانند فكر كنند و بينديشند.
وي با بيان اين كه دانشجويان بايد به رسالت اصلي خود يعني روشنگري توجه ويژهاي داشته باشند و با اشاره به وضعيت فعلي جنبش دانشجويي گفت: انتظار و توقع من از دانشجويان بيشتر از اينهاست و من در جلسات دانشجويان را تشويق ميكنم فارغ از اين كه احزاب چه فكر ميكنند، حركت كنند و مسير غلط احزاب را اصلاح كنند.
وي گفت: من توصيه ديگري كه من به دانشجويان دارم اين است كه فارغ از دستهبنديهاي سياسي وحدت دانشجويي خود را در دانشگاه حفظ كنند و به عنوان دانشجوي فعال سياسي در صحنههاي دانشجويي حضور پيدا كنند.
وي با بيان اين كه دانشجويان بايد با توجه به منافع ملي فعاليتهاي دانشجويي را سازماندهي كنند تا بتوانند موفق شوند، گفت: مسوولان نيز بايد دانشجويان را تشويق كنند و زمينه را براي حضور فعال آنها فراهم كنند و از آنها در جلساتشان دعوت كنند. من خود با دانشجويان جلسات متعدد ميگذارم و ميخواهم كه دانشجويان ما را نقد كنند و نقد دانشجو ميتواند ما را در تصميمگيريها بسيار كمك كند.
وي گفت: ما بايد به دانشجو به عنوان يك متفكر اعتبار دهيم و از آن مسووليت بخواهيم.
اين سخنان را فرهاد رهبر در روز دانشجو در گفتگو با ايسنا گفته است. به تعداد بايد و نبايدهاي متن توجه كنيد.
بابابزرگ كه مرد دنيا بر سر همه خراب شد. برادري داشت كه ظاهري بسيار شبيه به بابايزرگ داشت. هر وقت دلمان براي بابابزرگ تنگ مي شد به خانه عموي مادر مي رفتيم. خانه اش در روستا بود. او را كه مي ديديم گريه امانمان نمي داد. عجيب بود. در كنارش كه مي نشستيم انگار همان بابابزرگ بود. خاطرات روزهاي خوش زنده بودن بابابزرگ برايمان زنده مي شد.
خانه عمو را خيلي دوست داشتم. كاه گلي بود و ساده تر از همه خانه هايي كه تاكنون ديده ام. آرامشي كه آن خانه به من مي داد را نمي توان با كلمات توصيف كرد. آن خانه كاهگلي را با خانه هاي شيك و مدرن امروزي مقايسه كردم. در خانه هاي ما همه چيز هست. در آن خانه تقريبا هيچ نبود. همه چيزهايي كه در خانه ما هست به عنوان وسيله اي براي آسايش و آرامش مي نگريم اما پس كجاست آرامش؟ اما آن خانه هيچ نداشت جز آرامش. آرامشي كه نمي شود با هيچ چيز عوضش كرد. هرچه خرت و پرت به زندگي اضافه شد، آرامش خانه ها كمتر مي شود تا روزي كه نداي الرحيل ما هم بلند شود.
امروز صبح كه از خانه بيرون مي آمدم به همان خانه فكر مي كردم. اي كاش ثانيه ها و ساعت ها همه از كار مي افتاد و من در همان خانه بودم. حيف...حيف كه عمو هم نيست. زن عمو هم نيست.
توضيح: بابابزرگ سال ۷۶ فوت كرد و عمو هم فكر مي كنم ۴ سال بعد. اين ماجرا در پستوي ذهنم مانده بود كه به ذهنم آمد و حيف ديدم مكتوبش نكنم.
حدود يك ماه است براي درمان بيماري ها استفاده از اينترنت را به دوستان و آشنايان سفارش مي كنم. اگر به زباني جز فارسي تسلط داريد كه هيچ و الا با همين فارسي هم مي توانيد در حد يك متخصص با استفاده از علائم، بيماري خود را تشخيص دهيد. امتحانش ضرري ندارد.
عيد شما مبارك.
بي بي سي گزارشي از واكنش خبرنگاران و وبلاگ نويس
هاي ايراني به پيروزي باراك اوباما نوشته كه بخشي از مطالب من ( اوباماي ما همان
خاتمي بود) هم دراين گزارش آمده است. اين گزارش را در آدرس زير ببينيد:
چند روزي بود كه گرفتاري ها مانع از وبلاگ نويسي شد. امروز كه
ديدم رئيس جمهور پيراهن روي شلوار انداخته و رويش كت پوشيده ديدم ، نتوانستم
ننويسم. ببينيد و خود قضاوت كنيد.
