خس و خاشاك خواندن مخالفاني كه خواسته اي جز روشن شدن تكليف ميليونها رايي كه به حمايت از ميرحسين به صندوق ها ريختند، ندارند را چه مي توان خواند جز همان كه گفتند ادب مرد به ز دولت اوست.
انسان به حكم خدا آزاد آفريده شده است. مي توان همه چيز او را گرفت و از او صدايي نشنيد اما نمي توان آزاديش را گرفت و بعد انتظار تمكين و سكوت دائمي او شد.
دهها هزار مردمي كه عصر دوشنبه بي دعوت و با همان سبك ارتباطي دهان به دهان به خيابان آزادي و ميدان انقلاب آمده بودند را مگر مي توان اراذل و اوباش خواند؟
سخنگوي شوراي نگهبان گفته است در پي جلسه فردا(سه شنبه) با ميرحسين و كروبي و رضايي هرچيزي امكان دارد از جمله ابطال يا حتي تكرار انتخابات.
آنچه از برخورد لباس شخصي ها با مردم مي بينيم را چه مي توان خواند؟ مردم كور كه نيستند. مي بينند و تشخيص مي دهند. گمانم بر اين است كه بهتر بود به بالاترين شركت مردم در انتخابات واكنش بهتري نشان داده مي شد.
حتي اگر نتيجه واقعي انتخابات هم همان باشد كه گفته اند(
ظا
هرا نيست)، باز نمي توان مخالفان را از حق مشروع خود در اعتراض ناديده گرفت و
آنان را مشتي خس و خاشاك و كف روي آب خواند.
مردم، مردمند. هماناني كه اماممان آنان را ولي نعمت مي خواند. حاميان دولت به لطف اينترنت و ماهواره( به رسانه ملي كه اميدي نيست) سبز پوشاني را ديدند كه از قضا خيلي هاشان از حاميان سرسخت دولت هم مسلمان تر و حزب االهي تر بودند. زنان و دختراني كه چادر بر سر سرنوشت راي شان را جويا مي شدند. اينان مردمند، خس و خاشاك كدام است.